X
تبلیغات
مجید حمید - حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

مجید حمید

هرکس نه پیش چشم تو میرد بصیر نیست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

حالی دست داد و فرصتی که دل به دریای عشق حضرت حافظ بزنیم و تفالی به دیوانش. نصیب شد:

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیـا کاز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرقچینم

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم

اگر برجای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می کند در سر خیال خواب دوشینم

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حور العین
اگر در وقت جان دادن توباشی شمع بالینم

حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم



اینجا شعر را می شود با صدای استاد گرمارودی شنید.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 0:57  توسط مجید  |